سوره

داستان های آیت الکرسی

عکس العمل شیطان هنگام نزول آیت الکرسی

امام محمدباقر(ع)ازامیرالمومنین علی(ع)روایت فرموده:«هنگامی که آیت الکرسی نازل شد،رسول خدا(ص)فرمود:آیت الکرسی آیه ای است که از گنج عرش نازل شده وزمانی که این آیه نازل گشت ،هربتی که درجهان بود،با صورت به زمین افتاد».دراین زمان ابلیس(شیطان) ترسید وبه قومش گفت:«امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است،باشید تا من عالم را بگردم ومتوجه حادثه شوم که چه بوده است».ابلیس (شیطان)عالم راگشت تابه شهرمدینه رسید،مردی را دید واز او سوال کرد:«دیشب چه حادثه ای اتفاق افتاده است؟» مرد گفت:رسول خدا به ما فرموده:آیه ای از گنج های عرش نازل گردیده است که بت های جهان به خاطر آن آیه همگی باصورت به زمین خورده اند.ابلیس بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت  وحادثه را به آنان خبرداد.   

 چرا ایت الکرسی را سیدقرآن نامیده اند

صدر المتالهین دراین باره می گویند:«هنگامی که شخص متفکر تامل نماید وبا چشم بصیرت به معارف الهی ومطالب ربئبی،از توحید وتقدیس وشرح صفات علیا وافعال عظمی ،که آیت الکرسی مشتمل برآن است بنگرد ،آن هارا یکجا درآیه ای به جز ایت الکرسی نخواهد یافت . به همین جهت آیت الکرسی به تنهایی سیادت و ریاست را بر سایر آیات خوهد داشت.                                                                                     

 

مرد انگلیسی که دلداده آیت الکرسی بود

دانشمند ونویسنده ی مصری ،عبدالعزیز جاویش می گوید :«تصادفا با یک نفر انگلیسی مسلمان برخورد کردم که از اسلامش هیچ منظور مادی نداشت و با مسلمان شدنش درپی به دست آوردن  مقام و اعتباری نبود وبرای دست یافتن به ثروت وخلاصه سیاست ،مسلمان نشده بود».آن مردانگلیسی به من گفت : درقرآن کریم آیه ای استکه من هرگز از تکرارآن مملول ورنجور نمی شوم وهراندازه درآن نظر می افکنم احساس خستگی نمی کنم.این آیه ی خدارا  به گونه ای توصیف کرده است که هیچ یک ازرهبران ادیان با آن هوش وذکاوت وذوق واستعداد نمی توانند خدا را بدان گونه توصیف کنند  وقدرت ندارند که مانند این آیه را بیاورند.پس شروع به خواندن آیت الکرسی به زبان انگلیسی نمود.آنگاه به من گفت:تو را به جان پدرت ای عرب(مسلمان)آیا می شودگاهی این آیه  به گوش تو بخورد وتو در غفلت ازآن ،درحالت سرگرمی وبازی نباشی ؟وآیا شده است که زبانت را به خواندن آن آیه بگردانی وبا عجله وشتابزدگی ازآن نگذری ولحظه ای درآن بیندیشی؟!!                                       

 

پاداش کسی که آیت الکرسی را زیاد می خواند

عبدالله بن عوف گفته است : شبی درخواب دیدم که قبامت شده بود ، من را آوردند وحساب من را به آسانی بررسی کدرند ، آنگاه مرا به بهشت بردند وکاخ های زیادی به من نشان دادند که من اززیبایی وبهای آنها تعجب کردم ، به من گفتند : درهای این کاخ ها را بشمار ؛ من هم شمردم پنجاه درب بود ، بعد گفتند : خانه هایشان رابشمار ، شمردم ، تعداد آ ن ها یکصد وهفتاد وپنج خانه بود ، به من گفتند این خانه ها مال توست ، آنقدر خوشحال شدم که از خواب پریدم وخدارا شکر کردم ،صبح که شد نزد ابن سیرین ( صاحب کتاب تغبیر خواب وکسی که به خاطر پاکدامنی ، خداوند به اوقدرت تعبیرخواب را عنایت کرد ) رفتم و خواب را برایش تعریف کردم ، ابن سیرین گفت : معلوم است که تو آ یه الکرسی زیاد می خوانی ؛ گفتم : بله ، همین طور است ، ولی تو ار کجا فهمیدی که من آ یه الکرسی را زیاد می خوانم ؟ جواب داد : برای آنکه این آیه پنجاه کلمه وصد وهفتاد وپنج حرف دارد من از زیرکی وحافظه ی او تعجب کردم ، آنگاه به من گفت: هرکه آیه الکرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر  او آسان می شود .

 

طلب شفا از آیت الکرسی

عبدالله بن جعفر گفت:من بیماری سختی گرفته ام به طوری که تمام اطبا از معالجه ی آن عاجز شدند.یک شب خیلی ناراحت ورنجور بودم که خدایا چه کنم ؟همین طور درفکر بودم به یک آیه از آیات قرآن طلب شفا کنم.آمدم لای قرآن را باز کردم«آیت الکرسی»آمد،وقتی خوابیدم،درخواب دیدم دو مرد در مقابلم ایستاده اند وبه همدیگر می گویند:این مرد آیه ای خواند که درآن آیه سیصدوشست وپنج رحمت است وتازه به یکی از این رحمت ها رسیده است.از هیبت آن از خواب پریدم،وقتی به خودآمدم متوجه شدم که شفا یافته ام.                               

 

آیت الکرسی وازدواج

شخصی به نزد رسول خدا(ص) رفت وگفت:من چیزی از نظر مادی ندارم که به وسیله ی آن ازدواج کنم. حضرت به او فرمود:آیا آیت الکرسی همراه تو می باشد که آن را بخوانی واز آن بهره ببری ؟گفت:بله.حضرت فرمودند: بدان که آیت الکرسی یک چهارم قرآن است پس تو غنی هستی ،برو ازدواج کن.                                               

 

آیت الکرسی چشمش را شفا داد

یکی از فضلای حوزه ی علمیه ی قم به نام جناب آقای میرزا یوسف اهل شهرستان ارومیه برای بنده نقل کردند که:من در اوائل طلبگی که یکی دوسال بود به قم آمده بودم دراثردرس ومطالعه به نوعی درد چشم مبتلا شدم و نقطه ی کوری در چشم من پیدا شد که فقط رئبه رو را می دیدم .ولی طرف راست وچپ را نمی دیدم .کم کم این درد شدت گرفت به طوری که متخصصین قم از معالجه ی آن ناتوان مانده اندمرا به تهران حواله کردند .من به تهران رفتم.آنجا یک متخصص چشم پس از معاینه ودقت  یک آمپولی زد وچشمم خوب شد .بعداز یکی دو ماه باز همان مرض عود کرد بار دیگر به همان دکتر رفتم دوباره خوب شد دفعه ی سوم بعد از دوسه هفته دوباره درد چشمم عود کرد وشدید تر شد  آن پزشک نتوانست کاری انجام بدهد برای من شورای پزشکی تشکیل داد بعد از برسی جواب داد که این بیماری قابل درمان نیست و من ناراحت به قم بازگشتم .به نماز حضرت آیت الله بحجت رفتم .بعد از نماز پشت سر ایشان راه افتادم  تا درب منزل رسیدند  وقتی دیگران سوالات خود را پرسیدند آقا متوجه شد که کم سوال دارم فرمودندبفرمایید. با همان حال گرفته وبغض ماجرا را عوض کردم  وگفتم :خلاصه پزشکان جوابم را دادند آقا تبسمی نموده و فرمودند نماز یومیه  دست هایت را به چشمانت بگذار ویک آیه ی آیت الکرسی تلا وت کن وبعد بگو:اَللّهُمَ احفَظ حَدَقَتی بِحَقّ حَدَقَتی علیّ بن ابیطالب (ع) آقا میرزا یوسف نقل کردند که شش هفت روزی به دستور آقا عمل کردم  که چشمانم به کلی خوب شد

 

 

+ نوشته شده در  2009/6/19ساعت 10:31  توسط وحید باقی  |