ادامه مطلب
ادامه مطلب
امام اگر بيعت مي كرند در واقع خلافت موروثي را تثبيت کرده اند و شخصيت خود يزيد است كه او فردي فاسق و بدتر از همه تظاهر کننده به فسق بود معاويه و بسياري از خلفاي بني اميه فاسق بودند ولي يك مطلب را كاملا درك مي كردند و مي دانستند اگر بخواهند ملك و قدرتشان باقي بماند بايد تا حدودي زياد ، مصالح اسلامي را رعايت كنند و فقط به همین دلیل است که در میان عوام مردم نماز می خواندند و تظاهر به روزه داری می کردند و مي دانستند اگر ميليونها نفر جمعيت از نژاد هاي مختلف در زير حكومت واحد در آمده اند فقط به اين دليل است كه فكر مي كنند خلفاي آنها مسلمانند، به قرآن اعتقاد دارند و الا اولين روزي كه احساس مي كنند كه خليفه خودشان ضد اسلام است ، اعلام استقلال مي كردند. معاويه هم شراب مي خورد ولي ديده نشده بود در يك مجلس رسمي و علني شراب خورده يا در حالت مستي وارد شود در حاليكه يزيد علناً در مجالس رسمي شراب مي خورد و ميمون بازي مي كرد كه حتي براي ميمونش كنيه اي به نام اباقيس بود (خصوصيات يزيد را در سه عامل مقدس قيام امام حسين(ع) خواهيم گفت) عكس العمل سوم ارزش بسيار بيشتري از دو عامل قبل دارد و به دليل همين عامل بود كه اين نهضت شايستگي پيدا كرد كه براي هميشه زنده بماند و چون نهضتهاي والاتر از نظر تعداد و مسائل ديگر بود مثل همين جنگ ايران و عراق و خود بچه رزمندگان كه در صحنه بودند خون و شهادت و آوارگي و … را ديدند الآن بعد از چندين سال بعد از جنگ آن را آهسته به باد فراموشي سپرده اند.
بنابراين اگر از امام بيعت هم نمي خواستند يا از او دعوت نمي كردند باز امام قيام نمي كردند و ساكت نمي شد چون امام فطرتاً شخصيتي منتقد، معترض، انقلابي و قائم نسبت به فسادهاي جامعه داشتند.
منبع :کتاب شیعه در اسلام تالیف علامه سید محمد طباطبایی
ادامه مطلب
نمازهای مستحب
اقسام نمازهاى مستحب
نماز بهترین وسیله ارتباط با خدا، عالى ترین نمود بندگى و روشن ترین نشانه عبودیّت بنده در برابر معبود است. (شرحى درباره اهمّیّت نماز در تربیت انسانها و پرورش فضایل اخلاقى و نظم جامعه انسانى در بحث تعقیبات گذشت).
از این رو در دستورات اسلامى، علاوه بر نمازهاى واجب و فرائض یومیّه، نمازهاى مستحبّ فراوانى وجود دارد که هر یک از آنها به نوبه خود داراى اهمّیّت زیاد و تأثیر مناسب است.
نمازهاى مستحب را در یک نگاه کلّى مى توان به چند دسته تقسیم کرد:
1ـ نوافل یومیّه که پیش از فرائض، یا پس از آنها انجام مى شود که وسیله اى براى پذیرش فرائض [ادامه توضیحات]
--------------------------------------------------------------------------------
اقسام نمازهاى مستحب
نماز بهترین وسیله ارتباط با خدا، عالى ترین نمود بندگى و روشن ترین نشانه عبودیّت بنده در برابر معبود است. (شرحى درباره اهمّیّت نماز در تربیت انسانها و پرورش فضایل اخلاقى و نظم جامعه انسانى در بحث تعقیبات گذشت).
از این رو در دستورات اسلامى، علاوه بر نمازهاى واجب و فرائض یومیّه، نمازهاى مستحبّ فراوانى وجود دارد که هر یک از آنها به نوبه خود داراى اهمّیّت زیاد و تأثیر مناسب است.
نمازهاى مستحب را در یک نگاه کلّى مى توان به چند دسته تقسیم کرد:
1ـ نوافل یومیّه که پیش از فرائض، یا پس از آنها انجام مى شود که وسیله اى براى پذیرش فرائض و رفع کاستیهاى آنهاست.(1) (شرح آن در بخش آداب و تعقیبات نماز گذشت).
2ـ نمازهایى که در برخى از اوقات شبانه روز که زمان مناسبى براى راز و نیاز با خدا و کسب نورانیّت و معنویّت از پیشگاه ربوبى است بجا آورده مى شود (مثل نماز شب).
3ـ نمازهایى که به نام معصومین(علیهم السلام) وارد شده است; این نمازها را آن بزرگواران انجام مى دادند و به نام آنها مشهور شده است. از این رو، پیروان آنها نیز با پیروى از سنّت آنان این نمازها را بجا مى آورند.
4ـ نمازهایى که به نام بعضى از اصحاب و یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یاران ائمّه معصومین(علیهم السلام) مشهور شده است. این نوع نمازها را معصومین با اهداف خاصّى به آنان تعلیم مى دادند که به نام آنان شهرت یافته است (مانند نماز جعفر طیّار).
تعلیم این گونه نمازها گاه براى بخشش گناهان، یا حلّ مشکلات، یا یک جایزه بزرگ معنوى بوده است.
5ـ نمازهایى که مربوط به زمان هاى خاصّى است، مثل نماز ایّام هفته، مخصوصاً روز جمعه و اوّل ماه و نمازهاى دیگر، که براى کسب معنویّت از آن ایّام مخصوص است.
6ـ نمازهایى که مربوط به مکان هاى خاصّى است که به سبب فضیلت آن مکانها خواندن نماز در آنها توصیه شده است (مثل نماز در مسجد جمکران).
7ـ نمازهایى که براى حلّ مشکلات روحى و یا مادّى و برآورده شدن حاجات و رفع گرفتارى ها از سوى معصومین(علیهم السلام) توصیه شده (مانند نمازهاى حاجت و نماز براى زیاد شدن رزق و مانند آن)، و خود آن بزرگواران نیز در مشکلات رو به درگاه خدا مى آوردند و به نماز پناه مى بردند.(2)
نکته مهم این جاست که تمام این نمازها - هرچند به نامهاى خاصّى مشهور شده - باید به قصد قربت و توجّه به ذات پروردگار انجام شود; هرچند نتیجه نهایى، رسیدن به حاجت هاى دنیوى بوده باشد.
نخست به سراغ نمازهاى مشهور به نام معصومین(علیهم السلام) مى رویم.
بار دیگر تأکید مى کنیم نمازهایى که به نام معصومین(علیهم السلام) است نمازهایى است که همه به درگاه خداوند یگانه انجام مى شود، ولى چون آن بزرگواران انجام مى دادند به نام آنها مشهور شده و به یقین داراى ارزش بسیارى است. 1. روایتى از امام رضا(علیه السلام) مضمون فوق را تأیید مى کند (بحارالانوار، جلد 79، صفحه 294، حدیث 24). 2. «انّ رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) کان اذا حَزَبَه اَمرٌ فَزَعَ اِلى الصَلاةِ; هرگاه رسول خدا دچار سختى و دشوارى مى شد، به نماز پناه مى برد» (بحارالانوار، جلد 79، صفحه 192).
برای مشاهده نماز ائمه روی لینک زیر کلیک کنید
نماز های چهارده معصوم )علیه السلام(
برای مشاهده نماز های معروف دیگر روی لینک زیر کلیک کنید
میلاد با سعادت شمس الشموس امام رضا (علیه السلام) را بر همه ی مسلمانان جهان تبریک می گویم
سؤال: اذان واقامه در نظر مذاهب پنج گانه از چه بخشهائى تشکیل شده است؟
جواب: بخش هاى اذان طبق پنج مذهب از این قرار است:
«اَللّهُ اَکْبَر» چهار مرتبه، نزد شیعه و سایر مذاهب.
«اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّه» دو مرتبه، نزد شیعه و مذاهب دیگر.
«اَشْهَدُ اَنَّ مُحمَّداً رَسوُلُ اللّه» دو مرتبه، نزد شیعه و مذاهب دیگر.
«حَىَّ عَلىَ الصَّلاةِ» دو مرتبه، نزد شیعه و مذاهب دیگر.
«حَىَّ عَلىَ الفَلاحِ» دو مرتبه، نزد شیعه و مذاهب دیگر.
«حَىَّ عَلى خَیْرِالْعَمَلِ» دو مرتبه، فقط نزد شیعه.
«اَللّهُ اَکْبَر» دو مرتبه، نزد شیعه و مذاهب دیگر.
«لا اِلهَ اِلاّ اللّه» دو مرتبه، نزد شیعه و یک مرتبه نزد مذاهب چهارگانه.
بخش هاى اقامه
«اَللّهُ اَکْبَر» دو مرتبه نزد شیعه امامیه و حنفیه و چهار مرتبه نزد سایر مذاهب.
«اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» دو مرتبه نزد شیعه و حنفیه، یک بار نزد شافعیه و مالکیه و حنبلیه.
«اَشْهَدُ اَنَّ مُحمَّداً رَسوُلُ اللّه» دو مرتبه نزد شیعه و حنفیه، یک بار نزد شافعیه و مالکیه و حنبلیه.
«حَىَّ عَلىَ الصَّلوةِ» دو مرتبه نزد شیعه و حنفیه، یک بار نزد شافعیه و مالکیه و حنبلیه.
«حَىَّ عَلىَ الفَلاحِ» دو مرتبه نزد شیعه و حنفیه، یک بار نزد شافعیه و مالکیه و حنبلیه.
«حَىَّ عَلى خَیْرِالْعَمَلِ» دو مرتبه فقط نزد شیعه.
«قَد قامَتِ الصَّلوةِ» دو مرتبه نزد شیعه و مذاهب دیگر مگر مالکیه که به یک بار معقتدند.
«اَللّهُ اَکْبَر» دو مرتبه نزد شیعه و مذاهب دیگر.
«لا اِلهَ اِلاّ اللّه» یک مرتبه نزد شیعه و مذاهب دیگر.(1)
1-سیماى عقاید شیعه، ص 380.
بر گرفته از سایت ایت الله مکارم شیرازی
﴿ بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ﴾
حضرت آيت اللّه العظمى آقاى حاج شيخ لطفاللّه صافى(مد ظله العالى)، فقيه، اسلام شناس و انديشمند بزرگ معاصر، در سال 1337 هـ.ق، در شهر گلپايگان، قدم به صحنه هستى نهاد.
والدين
پدر او عالم عارف، مرحوم آيت اللّه آخوند ملا محمّد جواد صافى، (متولد 1287 هـ.ق) بود كه علاوه بر تخصّص، تحقيق، تأليف و تدريس در گرايشهاى مختلف علوم اسلامى مانند فقه، اصول، كلام، اخلاق، حديث و ... ، در زمينه هنرهاى ارزشمندى چون شعر و خوشنويسى نيز سرآمد بود. زهد، تقوى، عشق به ولايت و فضيلتهاى علمى اخلاقى آن بزرگ مرد، از يك سو و مواضع قدرتمندانه او در سنگر امر به معروف و نهى از منكر و جبهه گيرىهاى صريحش در برابر افكار انحرافى، غيرمتديّنان، ظالمان و جابران آن روزگار از سويى ديگر، هر قدر كه مردم گلپايگان را شيفته و مطيع محض او مىنمود، هيأت حاكمه، خوانين و زورگويان را در برابرش شكنندهتر مىكرد؛ چنان كه آنها هميشه او را سدّ راه اعمال خلاف شرع و بدعتگذارىهاى خود ديده و تا زنده بود از غيرت دينى و خشم الهى او مىترسيدند.
آفتاب عمر آن عالم جليل القدر در افق عصر 27 رجب سال 1378 هـ.ق، مصادف با شب شهادت حضرت امام موسى كاظم، عليه السلام، غروب كرد.
مادر او بانوى فاضله، شاعره و عاشق اهل بيت، عليهم السّلام، فاطمه خانم، دختر حضرت آيت اللّه آخوند ملا محمّد على، بود.
از ويژگىهاى بزرگ معنوى، اخلاقى، كه در وجود آن مرحومه، متبلور بود، مىتوان به تعبد، اخلاص، تقوى، معرفت به حضرت حق، شجاعت، صراحت لهجه، شوهر دارى كمنظير و اهتمام در تربيت كودكان، راز و نياز خاشعانه و ذكر و دعا و نماز شب اشاره كرد.
تحصيلات
آيت اللّه العظمى صافى، در نوجوانى قدم به وادى علم و معنويت، حوزه، نهاد و ميهمان صفاى حلقههاى صميمى درس و بحث و مَحرَم شور وصفناپذير مناجات نيمه شب پاكباختگان حوزه شد. ابتدا در گلپايگان، كتب پايه ادبيات عرب را نزد عالم جليل القدر، مرحوم آخوند ملا ابوالقاسم مشهور به «قطب» آغاز كرد و ادامه مباحث ادبيات، كلام، تفسير، حديث، فقه و اصول را تا پايان سطح در همانجا پى گرفت و در اين مدت حجم وسيع كتب مهم رشتههاى مذكور را نزد پدر بزرگوارش، حضرت آيت اللّه آخوند ملا محمّد جواد صافى آموخت. در سال 1360 هـ.ق، گلپايگان را با دنيايى از خاطرههاى شيرين دوران كودكى و نوجوانى و لذت حضور در كنار پدر و مادرى مهربان و دلسوز، كه اكنون از حسرت فراق او پريشان بودند، ترك كرد و رنج مشكلات هجرت به قم را پذيرا شد، تا با حضور در مجلس درس و بحث اساتيد بزرگ حوزه علميه قم به تكميل تحصيلات و تحقيقات خود بپردازد.
ايشان چند سال بعد به نجف اشرف مشرف شد و در آنجا نيز از محضر مراجع عاليقدر آن حوزه، براى يك سال بهرهمند گشت.
هوش و استعداد فوقالعاده و تلاش و جديّت در امر تحصيل او را مورد علاقه خاص اساتيد بزرگ قم و نجف قرار داد. حضرت آيت اللّه العظمى صافى پس از آن مجدداً به قم بازگشتند و بيش از پانزده سال حلقهنشين مجلس درس و بحث و اخلاق و عرفان مرجع پرافتخار شيعه، حضرت آيت اللّه العظمى بروجردى و نيز يكى از مشاورين ويژه و برجسته و از اصحاب خاص استفتاء آن بزرگوار گشت و آن مرحوم، نظر به توانايى والاى علمى آيت اللّه العظمى صافى، پاسخگويى به سوالات مهم و حساسى از فقه و كلام شيعى و نيز نگارش كتاب ارزشمندى درباره مهدويّت را كه منتخبالاثر نام گرفت، به ايشان واگذار كردند.
از اساتيد مهم آن بزرگوار در قم، مراجع تقليد، آيات عظام: سيد محمّد تقى خوانسارى، حجّت، صدر، بروجردى و در نجف، آيات عظام: شيخ محمّد كاظم شيرازى، سيد جمالالدين گلپايگانى و شيخ محمّد على كاظمى را مىتوان نام برد.
ويژگيهاى آيت اللّه العظمى صافى
زهد، تقوى، اخلاص، قناعت، توكل، سعه صدر، صراحت لهجه و امر به معروف و نهى از منكر، از ويژگىهاى مهم روحى - اخلاقى اين فقيه وارسته است.
وجودش، درياى بىكرانه عشق به انوار مقدس ائمه معصومين، عليهمالسّلام، است و هر پگاه بعد از نماز، در دعاى عهد، مىتوان ترنّم تمنّاى دل شيداييش را در نغمه «العجل العجل يا مولاى يا صاحب الزمان» شنيد و او را عصرهاى جمعه، ميان خيل عاشقان مهدى (عج)، ميهمان لحظههاى پر معنويت مسجد جمكران، ديد.
تدريس، تحقيق و تسلط در زمينه علوم متنوع اسلامى همچون فقه، اصول، كلام، حديث، رجال و ... ، تأليف حدود هشتاد اثر ارزشمند و محققانه به زبانهاى فارسى و عربى كه بعضى از آنها به چند زبان ديگر نيز ترجمه شده، از ويژگىهاى علمى ايشان است.
برخوردارى از چنين موقعيتهاى والاى علمى، ايشان را در حوزه علميه قم، در رديف ممتازين قرار داد و بزرگانى چون آيات عظام: سيد جمالالدين گلپايگانى، بروجردى، امام خمينى و سيد محمد رضا گلپايگانى و بعضى ديگر، مقام بلند علمى - معنوى او را ارج نهادند؛ و آيتاللّه العظمى سيد جمال الدين گلپايگانى در حدود 60 سال پيش، اجتهاد متين و اوج مقام فقهى آيت اللّه العظمى صافى را طى مكتوبى مهم، اعلام كرد.
ايشان، سالها از طرف مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى و پس از ارتحال آن بزرگوار، از معدود كسانى بود كه مسووليت امتحان فضلاى حوزه در سطح عالى و درس خارج را داشته و شمارى از مجتهدان كنونى و مدرسين حوزه علميه قم، نزد معظمله امتحان دادهاند.
اين فقيه گرانقدر، علاوه بر موارد مذكور، مطالعات گستردهاى در زمينه ادبيات و تاريخ اسلام و ايران داشته و ضمن آشنايى با قالبهاى گوناگون شعرى، در سرودن شعر نيز مهارت كامل دارند.
اين مرجع فرزانه، حتى اكنون نيز با تمامى مشغلههاى موجود، اخبار و مسائل دنيا و بالخصوص جهان اسلام را هر روز با دقت تمام از طريق رسانههاى گروهى دنبال كرده و بنا به اطلاعات وسيع تاريخى - سياسى، از قدرت تحليل بالايى در زمينه رويدادهاى منطقهاى، جهانى و دنياى اسلام برخوردار است و مصداق واقعى «عالِم به زمان» مىباشد.
قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، حضور در صحنههاى مختلف مبارزه با رژيم ستمشاهى باعث حساسيت ساواك، نسبت به اين فقيه آگاه گشت و بالاخره به توقيف يكى از كتب ايشان كه حاوى مطالبى در نقد فساد رژيم شاه بود، منجر شد. در همين حال نشر بعضى كتب مهم حضرت آيت اللّه العظمى صافى كه در دفاع از تشيع نگاشته بود نيز، در بعضى از كشورهاى عربى ممنوع شد و بدين صورت دولتمردان اين كشورها همسو با برخى مزدوران قلم بدست استعمار، نتوانستند خشم خود را از نوشتههاى آگاهى بخش و بيدار كنندهاش، پنهان نمايند.
با پيروزى انقلاب اسلامى ايران، ايشان در سال 1358 هـ.ش، به عنوان عضو مجلس خبرگان اوّل، انتخاب و در سال 1359 هـ.ش، از سوى حضرت امام خمينى (قدس سره) به عضويت شوراى نگهبان منصوب شد و هشت سال به عنوان دبير شوراى نگهبان، منشأ خدمات ارزنده اى به نظام مقدس و مردم عزيز گشت، و در پاسدارى از حريم اسلام و قرآن، لحظه اى ترديد به خود راه نداد.
حضرت آيت اللّه العظمى صافى، كه حداقل از دو دهه قبل، با وجود داشتن تمامى شرايط مرجعيت، كريمانه از آن گذشته بود، با ارتحال حضرت آيت اللّه العظمى گلپايگانى، قدس سره، در آذر ماه 1372 هـ.ش، بنا به تقاضاهاى مكرّر و اصرار پى در پى علما و مردم، بالاخره تصدى مرجعيت را پذيرفت و اكنون به عنوان يكى از مراجع عمده، و اركان اصلى حوزه علميه قم، به شمار مىرود.
يكى از اعيان و مفاخر فقهاى نامدار شيعه و يكى از اكابر و متبحّرين در علوم اسلامى و يكى از استوانه هاى فقهى و اجتهادى در فقه اسلامى كه از نظر آثار و بركات وجودى با بركت بوده مرحوم فقيه مقدس ميرزا جواد تبريزى(قدس سره) است بسيار عابد، زاهد، اهل خشوع و تهجد بود و مداومت بر علم و دانش داشت. جماعت بسيارى از او بهره بردند. او بر تمام موالين و محبين اهل بيت(عليهم السلام) و فضلاء و طلاب حوزه حق دارد زيرا كه در قرن خود در علوم و ولاء اهل بيت(عليهم السلام)تحولى عظيم ايجاد نمود.
هرگاه در پى شناخت ايشان برآييم ايشان را آگاه بر هر فنى خواهيم يافت. جملات مدح و ستايش در معرفى او، ناتوانند. گويا او تنديس علم و دانش و ادب و تجسم فضل و كمال است.
فقيه هوشيار محدث پارسا، ثقه جليل القدر و سرچشمه بزرگوارى ها و فضيلت ها و داراى تأليفات سودمندى است. علماى دين نه تنها از استاد خود درس علم و دانش مى آموزند بلكه مراتب معنوى و كسب كمال را سپرى مى نمايند. مرحوم ميرزا جواد تبريزى(قدس سره) همزمان با طى مدارج علمى و سريع تر از آن مدارج معنوى و كمالات روحى را پيمودند تا آنجا كه مصداق واقعى عالم ربانى گشت. اين ادعا با مرورى بر سجاياى اخلاقى ايشان كاملاً روشن مى شود از جمله خصائص بارز اخلاقى مرحوم ميرزا(قدس سره) مى توان به اين موارد اشاره كرد:
ياد خداوند متعال: مرحوم ميرزا(قدس سره) هيچ گاه از ياد خدا غافل نبود و تمام اعمالش را با قصد قربت انجام مى داد.
زيارت و توسل: مرحوم ميرزا(قدس سره) به زيارت ائمه هدى(عليهم السلام)اهميت فراوانى مى داد و هر جا فرصت مى يافت و يا امكان بر ايشان حاصل مى شد شروع به خواندن دعا و زيارت ائمه(عليهم السلام) مى نمودند.
توجه خاص به توسل به معصومين(عليهم السلام) باعث گرديده بود كه مرحوم ميرزا(قدس سره) به تأليف كتب عقايدى روى آورند و اهميت خاصى در رد شبهات و دفاع از كيان تشيع و مظلوميت اهل بيت(عليهم السلام)دهند.
زهد و پارسايى: يك ويژگى بسيار مهم در زندگى اين بزرگ مرد زهد و پارسايى و ساده زيستى اوست. مرحوم ميرزا(قدس سره) تمام امكانات را در اختيار داشتند اما با همه اينها، زندگى شخصى مرحوم ميرزا(قدس سره)در نهايت زهد و پارسايى سپرى مى شد.
تواضع: تواضع مرحوم ميرزا(قدس سره) از ديگر خصائص اوست. مرحوم ميرزا(قدس سره) هيچ گاه به مقام اجتماعى و بالا و پائين بودن موقعيت نظر نمى كرد با آن خصائص روحى و كمالات معنوى با علم و دانش گسترده از او شخصيتى ممتاز ساخته بود.
سعه صدر، خوش فهمى، حسن سليقه، داشتن نظم و برنامه تحصيلى، ظرافت طبع، معنويت سخن و پختگى و بى نقص بودن آثار علمى، تخلق به اخلاق الهى و قرب منزلت از خصوصيات اين عالم ربانى است.
تعليم و تعلم از مهم ترين خدمات ايشان به شمار مى آيد. شخصيت بارز علمى ايشان در دقيق بودن در مطالب، و عميق فكر كردن و حسن سلوك با طلاب هر روز گروه بيشترى از افراد علاقمند و با استعداد را به سوى مجلس درس ايشان مى كشاند.
ايشان يكى از اعجوبه هاى روزگار خود بودند كه در زمينه هاى مختلف علمى از جمله: فقه، اصول، كلام، رجال و… كتابهايى ارزشمند نوشته كه به زيور آراسته شده و در حدود ده ها كتاب از آثار خطى از ايشان به جاى مانده است كه حاكى از نبوغ اين فقيه فقيد است.
تأليفات فراوان و گوناگون وى در علوم و فنون مختلف اسلامى، هر كدام گوهرى تابناك و گنجينه اى پايان ناپذير است كه هم اكنون با گذشت ايام روز به روز بر ارزش و اعتبار آن افزوده مى شود و جايگاهى بس رفيع و والا يافته اند و در صدر قفسه كتابخانه ها و در سينه فقها و دانشمندان جاى مى گيرد كه از آن ميان مى توان به موارد ذيل اشاره كرد:
1ـ ارشاد الطالب في شرح المكاسب ـ 7 جلد
2ـ تنقيح مباني العروة (طهارة) ـ 7 جلد
3ـ تنقيح مباني العروة والمناسك (الحج) ـ 3 جلد
4ـ اسس القضاء والشهادات
5ـ اسس الحدود والتعزيرات
6ـ كتاب القصاص
7ـ كتاب الديات
8ـ طبقات الرجال (فعلاً 4 جلد اسانيد كافي چاپ شده است)
9ـ الدروس في علم الاصول (دوره كامل اصول)
10ـ تنقيح مبانى العروة (الصلاة) (در حال چاپ)
11ـ تنقيح مبانى العروة (كتاب الصوم)
12ـ تنقيح مبانى العروة (كتاب الزكاة والخمس)
13ـ صراط النجاة 12 جلد
14ـ كتاب ظلمات فاطمة الزهراء(عليها السلام) (در حال چاپ)
15ـ كتاب امير المؤمنين علي بن ابي طالب: (در حال چاپ)
16ـ فدك
17ـ الشعائر الحسينية
18ـ زيارت عاشوراء فراتر از يك شبهه (در حال چاپ)
19ـ زيارت عاشوراء فوق الشبهات
20ـ نفي السهو عن النبي(صلى الله عليه وآله)
21ـ نصوص الصحيحة على الائمة(عليهم السلام)
22ـ الانوار الهية في مسائل العقائدية
23ـ النكات الرجالية (مخطوط)
24ـ ما استفدت من الروايات في استنباط الاحكام الشرعية (وسائل الشيعة مخطوط)
25ـ النصايح
فوائد ارزشمند نوشته هايشان همچون ابر بهارى تمام سرزمين ها را از قطرات حيات بخش بارانش سيراب مى سازد.
تأليفات او بر پيشانى روزگار همچون مرواريد مى درخشد و كلماتشان در ميان سطرها همچون گوهرهايى گران بها كنار هم چيده مى شود.
تمام كسانى كه يادى از ايشان كرده اند جز ستايش و تعريف هيچ ندارد و بنابر شهادت تمام بزرگان مرحوم ميرزا(قدس سره) در قله هاى رفيع علوم مختلف از جمله فقه، اصول، كلام، رجال و… را درنورديده است.
وفات
مردان الهى با رفتن از دنيا نمى ميرند بلكه تا ابد در ياد و خاطر آيندگان زنده اند و بركات آنان خلاصه در ايام زندگيشان نيست بلكه پس از وفات نيز به واسطه تأليفات و شاگردان و باقيات و صالحاتى كه بر جاى گذارده اند منشأ بسيارى از عنايات الهى بر مردم هستند.
مرحوم ميرزا(قدس سره) هنگام مرگ خدمات فراوانى از خود بر جاى گذاشتند كه به حمد الله پس از ايشان شاگردان و فرزندان ادامه دهندگان اين راه پرفروغ، خدمات ارزشمندى ارائه مى نمايند اما جاى خالى يك عالم فرزانه را هيچ كس و هيچ چيز پر نمى كند.
چراغ عمر مرحوم ميرزا پس از 82 سال نورافشانى در شب 27 شوال سال 1427 هـ. ق در شهر مقدس قم خاموش گشت و جهان از فيض وجود اين عالم گرانمايه محروم شد و در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه كنار قطعه بزرگان و مفاخر مذهب آراميد. راهش پر رهرو و يادش گرامى باد آمين يا رب العالمين.

درهاى طاعت را با بسم اللّه گفتن بگشایید
هرگاه یکى از شما وضو بگیرد و بسم اللّه الرحمن الرحیم نگوید، شیطان در آن شریک است و اگر غذا بخورد و آب بنوشد یا لباس بپوشد و هر کارى که باید نام خدا را بر آن جارى سازد، انجام دهد و چنین نکند، شیطان در آن شریک است.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ایسنا، گفتن بسم الله الرحمن الرحیم برای آغاز هر کار و فعالیتی همواره مورد تاکید بزرگان دین بوده و این سنت حسنه از ویژگیهای مسلمانان به جهت شاهد و ناظر گرفتن خداوند بر تمام اعمال بندگان است.
آنچه در پی میآید روایاتی است که مخاطبان ارجمند را با برکات این ذکر آسمانی بیشتر آشنا میکند.
* نوشتن حسنه
پیامبر صلىاللهعلیه و آله: إذا قالَ الْعَبدُ عِندَ مَنامِهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ یَقولُ اللّهُ: مَلائِکَتى! اُکتُبُوا بِالْحَسَناتِ نَفسَهُ إلَى الصَّباحِ؛
هرگاه بندهاى هنگام خوابش، بسم اللّه الرحمن الرحیم بگوید، خداوند به فرشتگان مىگوید: به تعداد نفسهایش تا صبح برایش حسنه بنویسید. (جامع الأخبار، ص 42)
* پاکی از گناه
پیامبر صلىاللهعلیهوآله: اَلْعَبد... إِنْ قالَ فى أوَّلِّ وُضوئِهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ طَهُرَت أعضاؤُهُ کُلُّها مِنَ الذُّنوبِ؛
اگر بندهاى... در ابتداى وضویش، بسم اللّه الرحمن الرحیم بگوید همه اعضایش از گناهان پاک مىشود. (تفسیر الامام العسکرى علیهالسلام، ص 521)
* سپر از زبانیه
پیامبر صلىاللهعلیهوآله: مَن أرادَ أَنْ یُنجِیَهُ اللّهُ مِنَ الزَّبانیَةِ التِّسعَةِ عَشَرَ فَلْیَقرَأْ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ فَإنَّها تِسعَةَ عَشَرَ حَرفا لِیَجعَلَ اللّهُ کُلَّ حَرفٍ مِنها جُنَّةً مِن واحدٍ مِنهُم؛
هرکس مىخواهد خداوند او را از زبانیه (فرشتگان عذاب) نوزدهگانه برهاند، بسم اللّه الرحمن الرحیم را قرائت کند زیرا آن نوزده حرف است. تا خداوند هر حرف آن را سپرى در مقابل یکى از آن فرشتگان قرار دهد. (بحارالأنوار، ج 89 ، ص 258)
* اعظم آیات قرآن
امام کاظم علیهالسلام: سُئِلَ الکاظِمُ علیهالسلام: و أىُّ آیَةٍ أَعظَمُ فى کِتابِ اللّهِ؟ فَقالَ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ؛
از امام کاظم علیهالسلام پرسیدند: کدامیک از آیات کتاب خدا برتر و بزرگتر است؟ فرمودند: بسم اللّه الرحمن الرحیم. (بحارالأنوار، ج 89 ، ص 238)
* جایگاه بسم الله

امام رضا علیهالسلام: إنَّ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ أقرَبُ إلَى اسْمِ اللّهِ الأْعظَمِ مِن سَوادِ الْعَینِ إلى بَیاضِها؛
بسم اللّه الرحمن الرحیم، به اسم اعظم نزدیکتر است از سیاهى چشم به سفیدىاش. (عیون أخبار الرضا، ج 1)
* کلید درهای طاعت
امام صادق علیهالسلام: اِغْلِقُوا أَبوابَ الْمَعصیَةِ بِالإْسْتِعاذَةِ وَ افْتَحُوا أبوابَ الطّاعَةِ بِالتَّسمیَةِ؛
درهاى گناهان را با استعاذه (پناه بردن به خدا) ببندید و درهاى طاعت را با بسم اللّه گفتن بگشایید. (الدعوات، ص 52)
* شراکت شیطان
امام صادق علیهالسلام: إذا تَوَضَّأَ أحَدُکُم و لَم یُسَمَّ کانَ لِلشَّیطانِ فى وُضوئِهِ شِرکٌ و إن أکَلَ أو شَرِبَ أو لَبِسَ و کُلُّ شَىءٍ صَنَعَهُ یَنبَغى أن یُسَمِّى عَلَیهِ فَإن لَم یَفعَل کانَ لِلشَّیطانِ فیهِ شِرکٌ؛
هرگاه یکى از شما وضو بگیرد و بسم اللّه الرحمن الرحیم نگوید، شیطان در آن شریک است و اگر غذا بخورد و آب بنوشد یا لباس بپوشد و هر کارى که باید نام خدا را بر آن جارى سازد، انجام دهد و چنین نکند، شیطان در آن شریک است. (محاسن، ج 2، ص 433)
tebyan.net
معنا ومفهوم مرگ از دیدگاه اهل بیت (ع)
1- از حضرت سید الشهدا(ع)روایت شده که فرمودند:
((مرگ چیزی نیست جز پلی که شما را از فشار ها و سختی ها به بهشت های برین و نعمت های جاویدان می رساند،پس کدام یک از شما اکراه دارد که از زندان به کاخ مجلل منتقل شود؟و مرگ برای دشمنلن شما نیست ،جز این که او از کاخ جلل به زندان و شکنجه گاه منتقل کنند))بحار الانوار ،ج6،ص154
2- از امام سجاد(ع)پرسیدند:مرگ چیست ؟فرمودند:(مرگ برای مومن مانند کندن لباس های چرک و شپشی است و باز کردن بند وغل های سنگین از بدن او وبه جای آن بهترین و خوشبوترین لباس ها را به او بپوشانند وبر رام ترین مرکب و دلخواه ترین خانه قرار گیرد،اما مرگ برای کافران همانند کندن لباس های فاخر و زیبا و بیرون کردن او از منزل دلخواه وبه جای آنها پوشاندن کثیف ترین و خشن ترین لباس ها و انتقال به وحشتناک ترین خانه ها و دشوارترین عذاب هاست)) بحار الانوار ،ج6،ص155
3- از امام صادق پرسیدند :مرگ چیست؟حضرت فرمودند:
((مرگ برای مومن مانند استشمام بوی خوشی است که از خوشبویی آن شاداب میشود ،به گونه ای که همه خستگی ها و رنج ها یی را که کشیده فراموش میکند و برای کافر از زهر اژدها ونیش عقرب شدیدتر است)) بحار الانوار ،ج2،ص155
از این قبیل احادیث که بر زنده بودن روح مومن و کافر بعد از مرگ دلالت دارد بسیار است و تنها چیزی که روح حس می کند ،خارج شدنش از بدن است.حواس و مشاعر روح پس از مرگ هم چنان محفوض و در جایگاه برزخی خود باقی است تا روز قیامت که برانگیخته می شود و بدن متلاشی شده گذشته دوباره به هم می پیوندد و روح به بدن باز گشته و باز می گردد و زنده می شود.




